تبليغاتX
ترانه ی مادری - نبرد پیامکی

ترانه ی مادری - نبرد پیامکی

ترانه ی مادری - نبرد پیامکی

به وبلاگ پروانه اي من خوش آمديد.


صفحه نخست
پست الکترونیک
بایگانی
دوستان
درباره ی من
RSS 2.0


نویسندگان وبلاگ

پارمیس

موضوعات


نوشته هاي قبلي

تولد وبلاگم مبارک
بی عنوان
پست وسط امتحانا!!!!!
بازگشت دوباره
شاید امروز شاید فردا


اين وبلاگ را صفحه اصلي خود كنيد


مامانم
فریناز جون
بهار بیست
یک عاشق تنها
پاسخ به نظرات
داداشم
چرندیات یک دانشجو


پيوندهاي روزانه


نبرد پیامکی

1.به نظر شما دلیل همکاری مادام ثریا با لرد بهرام وشرکتش در جاسوسی چیست؟

الف)برای جلوگیری از ترشیدگی .....و خود شیرینی جلو بهرام

ب)حسادت به بانو ادیب و حاج پویا

ج)برای رضای خدا و به قصد کمک و به قول بهرام امر خیر

د)هر سه مورد دلیل این همکاری است!!!!!!!!!!!!!!

2.در سکانسی که پویا به ملاقات پدر نغمه رفت ثریا در راهروی بیمارستان با چه کسی صحبت میکرد؟

الف)با بهرام و داش راپورت پویا رو میداد

ب)حرف نمیزد پیامک می فرستاد

ج)با نامزدش.........(قصد بدی نداره) نگاهش به بهرام برادرانه است یا به عبارتی سر کارش گذاشته

د)می خواسته بره دست بهآب روش نمی شده بگه اینجوری پیچونده

3.خدا وکیلی این دختره رضایی تو این سریال چیکاره اس؟

الف) ازقوم و خویشای پویا و بهرام در میاد آخر سریال

ب)دنبال شوهر میگرده.........داره مخ علی صفوی رو میزنه

ج)اومده همه رو به صراط مستقیم هدایت کنه

د)آمده بود برگ تلخیص بیمارستان بگیره.......ولش کن دختره رو...مرده شور ریختشو ببرن

۴.به نظر شما بالاخره خونه باغ چی میشه؟

الف)میافته تو طرح

ب)در آثار ملی ثبت میشود

ج)میدن سمیرا باهاش برج بسازه.

د)منطقه توریستی شناخته میشه از وسطش تله کابین رد میشه

5."352س63تهران11"چیست؟

الف)شماره حساب پویا

ب)شماره پلاک ماشین بهرامه که بعد از گرفتن سهمش می خره

ج)پلاک زانتیای فرخ که فروختتش یا بنز تهیه کننده

د)شماره موبایل خانم ادیب

6.اگه گفتی بهرام کی میره سربازی؟

الف)بعد از گرفتن سهمش از خونه باغ سربازی شو می خره

ب)وقت گل نی شاید به خاطر سن پدرش معاف شه

ج)کف پاش صافه معافش میکنن

د)تا ابد به صورت سرباز فراری باقی می مانه

.7.فرخنده تا کی میخواد با ازدواج پویا مخالفت کنه؟

الف)تاقسمت یکی مونده به آخر سریال

ب)اینا همش سیا بازیه وگرنه فرخنده از خدا شه که زودتر از دست این پویا گلابیه خلاص شه

ج)من از کجا بدونم اصن به توچه بچه پررو

د)این گزینه به علت رعایت نکردن بهداشت تا اطلاع ثانوی پلمب میگردد

8.شماره ی عینک پویا چنده؟

الف)8.25

ب)8.5

ج)8.75

د)هر دو تا رو هم یا یکی شون....اصن پویاه کوره لنز مشکی گذاشته چشاش در اصل آبیه (عینک دکوریه)باور کن.......

9.سیگاری که اون اوایل بهرام میکشید چی بود؟

الف) هنوز تو جیبشه منتظر فرصت مناسبه که بکشه

ب)گذاشته تو وسایل پویا که اونو جلو مامانش معتاد جلوه بده و3 بشه

ج)چون پویا اغدهای و سر خوردس...........بهرام می خواد معتادش کنه البته آخرا فیلم که می فهمه برادرشه ممکنه یک کم از این کارش پشیمون بشه

د)بهرام...سیییییگار......... چی میگی ؟؟؟؟بهرام تا حالا جرات نکرده اسم سیگارو جلو باباش بیاره!!!!!!!!!

10.به نظر شما منصور(بابای پویا) وقتی از مسافرت میاد کجا میخوابه؟

الف)تو اتاق پویا

ب)کلا شبا نمی خوابه تا صبح برا هدایت فرخ وپویا و فرخنده و.....دعا میکنه

ج)رو تخت یه نفره ی فرخنده

د)چون خیلی از فرخ خوشش میاد میره کنارش می خوابه

.11.سرنوشت مریم چی شد؟

الف) ازسر، نوشته شد

ب)گذاشتنش پرورشگاه

ج)توسریال سه درچهار گم شد

د)بابا اونو که خیلی وقته شوهر دادن رفت

ادامه ی مطلب رو هم بخونید

و هم اکنون مصاحبه ای صد در صد فضایی و خیالی با عوامل ترانه مادری:

ایرج محمدی :تهیه کننده

چیه آقای محمدی واسه چی آشفته این؟

به قرآن مجید اگه این محمد افسری(مدیر تصویر برداری) یوخده از اون موهاش رو بهم نده پولش رو نمیدم

چه حرفا...خب اون وخ باهاس برید زندانااااااا:

هیییییییییس...چک اونو مهران مهام داده...

راستی چی شد که به جوونا اعتماد کردین؟

بچه ان هنوز یاد نگرفتن چه طوری سر مبلغ چک و چونه بزنن...

آهانده...پس از اون لحاظ؟

دقیقا ازهمین لحاظ

از تشکیل زوج ایرج محمدی _ مهران مهام بگید؟

واسه رو کم کنی زوج بیژن بیرنگ _ مسعود رسام

به نظر شما چرا خانوم روستا در عرصه تصویر چن سالیه کم رنگ حاضر شدن؟

من واسه خانوم روستا احترام زیادی قائلم...شما بهتر تلویزیون تون رو ببرن تعمیرگاه عیب از خودتونه!!

حرف آخر:

حرف اول و آخر پوله!!

حسین سهیلی زاده: کارگردان

چی شد کار روی ترانه مادری رو قبول کردین؟

تحریم...تورم...گرونی...بیکاری...زن و بچه...

تونستین از بازیگرای مد نظرتون استفاده کنین؟

معلومه که نه...من واسه نقش پویا و بهرام <کامران هومن> سینا <امیرمحمد> فرخ<آمیتا باچان> فرخنده<یانگوم>نغمه<جنیفر لوپز>...

آآآآآآآآ  آقای سهیلی زاده به نظر من بهتره بحث رو درباره ی زمان پخش سریال ادامه بدیم:

من کاملا" با این روند مخالفم اصن چه معنی داره به بیننده بگی سریال قراره کی پخش بشه

میشه بیشتر توضیح بدین:

من میگم باهاس این سریال رو بدون اطلاع اونم از شبکه های مختلف به صورت تناوبی پخش کرد!!

که چی؟

ملت رو غافلگیر کنیم!!!!!

حرف آخر:

ممنون که وقتتون رو در اختیار من قرار دادین!!!!!!!!!!!!!!

مسعود بهبهانی نیا: نویسنده

سابقه کاری شما؟

10 ساله به من میگن مسعود فیلم نامه!!!

از همکارانتون بگید

خانوم پارسافر: شاگرد ما هستن!!

آقای بابالو: کچلم کرده!!

چرا نوشتن نهایی رو خودتون انجام میدین؟

پارسافر و بابالو اندازه ی این حرفا نیستن!!!

اگه کسی حین کار بخواد تغییری تو فیلم نامه بده؟

آویزونش میکنم!!

حرف آخر:

ی(یاء)!!!!!

محسن افشانی:بازیگر

وقتتون بخیر آقای افشانی از نحوه ی همکاریتون با ترانه مادری بگید:

دو سه سالی بود که هر روز زنگ میزدم خونه ی آقای حمزه ای نا!!!...تا اینکه این اواخر مامانم رو فرستادم و ایشون تو رودربایستی منو واسه ترانه مادری انتخاب کرد.

چی شد که به بازیگری علاقه مند شدین؟

هیچی عسیسم جو گیر شدیم!!

شما طرفدار چه تیمی هستین؟

تیم فوتبال!!

درباره ی شخصیت پویا بگین:

یه جورایی جواده...باور کن!!

نظرتون راجع به اینکه در ابتدای فیلم که اون ساعته میاد عکس شما رو نگذاشتن چیه:

من اینجا به زعم قاطع میگم که فقط و فقط از حسادته!!

از خصوصیت های فردیتون بگید:

کم توقع و دشمن بلن پروازی!!

تا کجا میخواین بازیگری رو دنبال کنید؟

حداقلش اسکار!!!!!!!!!!

چرا سلام بهار رو تعطیل کردین؟

از دست این دخترایی که هر روز از طرف من وبلاگ میزنن

مگه چی میگفتن؟

آدرس خونه شون رو میدادن.قربون صدقه مون میرفتن و کلی حرفای دیگه...انگار حالا منو کیوان ازدواج کردنمون گرفته بود

سیاوش رو بیشتر دوس دارین یا کیوان رو؟

هیچ کدوم...

حرف آخر:

اینا لحظه های نوجوونیه...

سیاوش خیرابی:بازیگر

چی شد واسه ترانه مادری انتخاب شدین؟

تهیه کننده رو پیچوندم!!

الگوی شما در بازیگری کیست؟

پدرم...

چرا؟

چون آتلیه عکاسی داره!!

خب چه ربطی داش؟

بابام به من یاد داده از دوربین نترسم!!

به این میگن نصیحت نه الگو...حالا ولش کن از ترانه مادری بگو:

هر شب به جز جمعه ها ساعت 23 از شبکه3 پخش میشه!!

میگن شما شبیه حامد بهداد بازی میکنید:

حامد بهداد بیاد پشت سر من بوق بزنه!!!

هواداراتون واسه ی شما وبلاگ زدن ولی من موندم اون عکسا رو از کجا آوردن؟

بین خودمون باشه...نویسنده اون وبلاگ خودم هستم...!!!!

ای ناقلا...خب بگو ببینم دانشگاه چی خوندی؟

درس

حرف آخر:

میخوام تشکر کنم از همه معلم ها و پدر و مادرم و عباس آقا بقال سر کوچه و نونوای محل و زری خانومیناو...

 

اینم از این البته جای گفتن داره که اینو از یک سایت دیگه برداشتم(http://www.mohsan-siyavash.blogfa.com/post-21.aspx) که ادرسش همینه اگه می خواید یه سر بزنید

 

 

 

 

چرا نظر نمی دید


|لينك ثابت| نوشته شده توسط پارمیس در 9/6/1387 و ساعت 01:50 ارسال نظر



صفحه قبل «|» صفحه بعد
+Powerd By: JavanBlog.Com+








جدیدترین قالب وبلاگ


خدمات وبلاگ نويسان جوان

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس