تبليغاتX
ترانه ی مادری

راستی فکر می کنید امروز چه روزیه (29/9) یه روز خیلی خوبه یه ذره فکر کنید  

باشه می گم امروز روز تولد سیاوش  به همین مناسبت براتون یه چیز باحال واسه دانلود میذارم 

http://www.4shared.com/get/65893284/fa6b71d8/bahram-pooya.html 

خوب بود ؟ بهر حال چون مامانم خونه بود نتونستم بهترشو گیر بیارم ولی دفعه بعد سعی میکنم با یه چیز بهتر بیام البته قرار بود یه مصاحبه واستون بذارم ولی نشد دیگه اما حالا برای تلافی یه دونه دیگه هم میذارم 

http://www.4shared.com/get/65892803/19fd8cc0/bahram-farhad.html 

خوب دیگه چی می مونه نه دیگه بقیه اش ئاسه بعدا فعلا بای نظر یادتون نره بگید چی میخواید . انتقاد . پیشنهاد و...



نوشته شده در 29/9/1387 ساعت 10:52 توسط پارمیس
+ | موضوع: عمومي | نظرات (0) | ارسال به دوستان

( ادامه مطلب )




نوشته شده در 21/9/1387 ساعت 09:15 توسط پارمیس
+ | موضوع: عمومي | نظرات (0) | ارسال به دوستان

اینم از این یکی از دوستان تقاضا کردن مطلب درباره تهی بنویسید ما هم برای ایشون یه مصاحبه چند تا عکس و... گذاشتیم

 

مصاحبه با تهي تو يكي از بعد از ظهرايه ابري در ماشين 206رفيقش.با تيشرته سبز رنگ و شلوار ليه هميشگيش تو خيابونايه شمرون

حسين جان خودتو معرفي كن؟

تهي: من حسين بچه تهران متولد 1366 نلقب يه تهي .TOHI

چرا اسمتو تهي انتخاب كردي؟

تهي:چون تهي به معناي خالي بودن از هر گونه نفرت و تنش و كينيه.

:آها من فكر كردم تهي به خالي بودن مغزته و خالي بندياته.

بگذريم چي شد رپر شدي ؟

تهي:با چنتا ازبروبكس كه رپر بودن آشنا شدم ديدم اگه رپر نشم استدادم پنهان ميمونه.

:بچه ها ميگن از روزي كه رپ 2پاك (2pak) رو شنيدي به سمت رپ اومدي؟

تهي:اونم نقش بزرگي تو زندگيم داشت.

بااينكه تهي از استداد رپ هستي ولي طرفداراي زيادي پيدا كردي.نظرت چيه؟

تهي:استعدادم از تو كه بهتره امابايد به خاطر چهره نورانيم باشه.

بهترين دوستت كيه؟

تهي:منظورت بين دخترايه يا پسرا؟

:نه پسرا.

(tataloo) بيشتراز همه رفيقم.تهي:با تتلو

راسته ميگن اين ترانه (تو چشم من بخون) تاتالو مخصوص تو بوده و براي تو خوانده .

تهي:(با تعجب) نه چرا ؟

(باخنده) چون گوسفندارو مي دزديدي موقع چرا. نه حالا بي شوخي چون تو كليپ تصويري هم بدون هيچ ديالوگي به صورت كالا استفاده شدي براي جلب مشتري.آخه تو 100 جايه ترانه اسم تورو مياره مثله:

تهي اينو بدون ميميره امير بي تو

( تهي اينو بدونو تو چش من بخون عشقو تو چشم من بخون و كنارم بمون)

تهي: نه آخه تشخيصش سخته ولي تشابه اسميه.(با خجالت).

: تو عكسات چرا چشاتو خمارمي كني؟

تهي:كي من (با تعجب) كي گفته؟

(باخنده)مرد سيبيل كلفته. نه جدا بيا من 90% عكساتونشون ميدم كه چشات يا شهلايه يا مثل عين الله باقرزادهيه(قصه هاي صمد)

تهي: كو عكسارو نشون بده؟؟

: ( در حال نشان دادن عكسها به تهي هستم)

تهي: (در اين لحظه چون سوتي داده ) مي زنه زيره خنده. خوب اين يه ترفند تريپه ( تريپ ديگه عنده فشن) اصلا به تو چه تو هم مي توني چشاتو مثل من قشنگ كن.

:رابطت با تتلو چقدره؟

تهي: يه دوستيه جاست فرندي.

ما شنيديم تتلو همجنس بازه؟

تهي: تا اونجايي كه من مي دونم نيست .با من نيست اينا همه بهتونه.

چرا اومدي تو رپ 021 تو رپ 051 نموندي؟

تهي: چون ابليس زياد گردن كلفت بود به من زور مي گفت ولي حالا من به تتلو زور مي گم.

:ها ديدي؟ لو رفتي.

چرا يه دست لباس نداري؟

كنمup تهي: آخه رپ ما زير زمينيه پول ازش در نمي ياريم كه هر روز هر روز لباسامو

راسته مي گن داف ذليلي؟

تهي: نه رقيبام از علاقه يه من سوء استفاده مي كنن

 

:تهي از تو تشكر مي كنم كه وقتتو به من دادي موفق باشيد

تهي:ولي تو نه( با خنده)

   

اگه قرار باشه رپر های امروز ایران را درجه بندی کنیم پس از Emziper ، هیچکس ، زد بازی و ابلیس
به نام تازه وارد این عرصه موسیقی یعنی (تهی ) بر می خوریم که به تازگی با ابلیس گروه H2 را تشکیل دادن در اینجا متن مصاحبه با این رپر جوان را براتون می زارم امیدوارم خوشتون بیاد

اسم: حسین لغب: تهی
محل سکونت: تهران متولد: 1366
از کی رپ وآهنگ های رپ دنبال میکنی ؟
از سال 1379 علاقه پیدا کردم من به رپ و از سبک و طرز بیان جملات در آهنگ های که سبک رپ دارن خوشم امد و دوست داشتم با این سبک بیشتر آشنا شم.
از کی شروع کردی به رپ کردن ؟
آوا خر سال 1381 من شروع کردم به رپ خوندن اما کار هامرو من توخونه و برای خودم می خوندم و اصلا قصد بیرون دادن یا حتی گذاشتن آهنگ هام را بر روی سایت نداشتم مثلا از آهنگ های رکورد شده در خونه برای خو دم تا اینجای که ذهنم یاری میکنه میتونم از : عدای باحالی ـ دیس فتال ـ و……. میتونم نام ببرم که میگم بازم برای خودم خوندم و پخش نکردم.
با چه کسای تو رپ فارسی حال می کنی ؟
با شایان و سامی ویل سون و ابلیس و امپیزر و Rf حال میکنم .
از خواننده های خوارجی چه کسای رو قبول داری و حال میکنی؟
Outlow , Mobb-Deep , LiLi Bow Wow , Puff Dady , B . i . G , D-12 , DMX , Tupac , Snoop Dogg
قصدت از خوندن آهنگ فساد چی بود؟
راستش خوندن این آهنگ د استان طولانی داره ولی مختصرا توضیح می دم , من اول قرار بود آهنگ « رسم بازی زندگی» رو با حسین ابلیس به خونم که به دلایل زیادی این کار انجام نگرفت و اون آهنگ حسین با Mr.Killer خوند بعد از اون کار من به حسین گفتم آهنگ فساد باهم بخونیم ؟ اونم قبول کرد و خلاصه این آهنگ ساختیم و هدف ما این بود که چون در جامعه فساد زیاد شده این آهنگ باهم بخونیم .
نظرت در باره ی آهنگ فساد چیه؟
با اینکه روش وقت کمی گذاشتیم ولی به نظر من کار خوبی از آب درومد.
کمی در باره ی آهنگ های جدیدی که قصد ساختن انهارو داری برای ما توضیح بده؟
من به امید خدا دارم4 تا اهنگ می خونم که فعلا تکست ها کامل شده و در حال ساخت بیت هستیم , اسم 4 آهنگی که انشا الله تا ماه بهمن این 4 آهنگ روی سایت گذاشته میشه به ترتیب هست :1- کل بسه 2- پیشوا (با سموک داک ) 3- نفرت ( با سون )4- بکس 0-5-1 (با ابلیس) ساخته میشه .
در باره ی آهنگ کل بسه تو ضیحات بیشتری به ما بده؟
من داشتم یک روز به آهنگ هایی از گروه های مختلف رپ فارسی گوش می دادم و قتی مقایسه میکردم با رپ کنهای خارجی میدیدم اصلا هیچ در مقابلش و دلیلش هم چیزی نیست جز کلکل بیهوده میان رپ کن های فارسی بعد به این فکر افتادم که یک آهنگ در باره کلکل بخونم و به این قضیه من خاتمه بدم خلاصه این شد که تصمیم گرفتم این اهنگ بخونم
.

اینم مصاحبه با تهی http://www.zshare.net/audio/12937782d3cc3b5b/

برای ساسی مانکن به ادامه مطلب برید

 

( ادامه مطلب )




نوشته شده در 11/9/1387 ساعت 08:01 توسط پارمیس
+ | موضوع: عمومي | نظرات (0) | ارسال به دوستان

بچه ها میگن ساسی مانکن و علیشمس مردن حسین مخته هم تو کماست راست میگن؟

اگه این جوری باشه که خیلی خیته منظورم خیلی بده

اخه بچه های باحالی بودناهنگاشون همش جالب بود مخصوصا ۳۶۰ درجه اگه نشنیدین از این جا دانلود کنید خیلی باحالهhttp://http://www.4shared.com/file/66386907/f67f7657/01Sasy_Mankan360_Daraje_wWwBaran-YeganehBlogfaCom_.html?s=1

خوب بگذریم راستی خیلی نامردین چرا نظر نمی دید؟ اگه نظرندید مجبورم در وبلاگمو پلمپ کنم برم ها

شاید به خاطر اینه ها؟ صبر کنید

اختصاصي هنرمندان-كيوان ساكت-سياوش خيرابي كسي كه به تازگي به بازيگر محبوب مردم تبديل شده است با تمام ويژگي هاي منحصر به فرد خود تبديل به يك بازيگر پرطرفدار شده است.به همين مناسبت تصميم گرفتم گفت و گويي هرچند كوتاه با اين بازيگر جوانان انجام بدهم

تحصيلات سياوش خيرابي چقدر است و آيا به نظرش تحصيلات آكادميك براي پيشرفت در كار لازم نيست؟

فوق ديپلم كامپوتر دارم اما دوره هاي بازيگري رو هم گذراندم و به نظرم اين دوره ها كمك بسيار زيادي در پيشرفتم داشته است و ميشه گفت 100 درصد پيشرفتم را مديون همين دوره ها هستم

نظرت در مورد توليد تله فيلم هاي متعدد چيست؟

به نظر خيلي خوبه چون خيلي ها را برده سر كار و من خودم هم با بازي در يك تله فيلم معرفي شدم

سياوش خيرابي تلاشي براي حامد بهداد بودن داره؟

نه،دليلي ندارد تلاشي براي اين موضوع داشته باشم چون شخصيتي به نام حامد بهدادوجود دارد وشباهت هايي كه در بازي من مشاهده شد شايد به خاطر اكت هايي بود كه كارگردان در آن لحظه خواسته ولي مطمئن باشيد اين شباهت ها در كارهاي ديگه اي كه انجام خواهم داد مشاهده نخواهد شد

.



 

 

مدت حضورت در فيلم مهم هست برات؟

نه،بيشتر براي من مهم نقش هست كه به چشم بياد و تاثير گذار باشد

يعني اگر بهت بگويند كه بيا و فقط ازجلوي دوربين مهرجويي رد شو قبول نميكني؟

 نه اگر به اين صورت باشه كه بيام و از جلوي دوربين رد بشم هرگز قبول نميكنم اما اگر نقشي هر چند كوتاه در كار آقاي مهرجويي به من پيشنهاد بشه با كمال ميل آن را مي پذيرم

در نوع بازي كه در ترانه مادري و حس پنهان انجام دادي هيچ تفاوتي ديده نمي شد،چرا؟

نه،به نظرم تفاوت هايي در ايفاي نقش وجود داشت كه اگر يك بار ديگر با دقت ببينيد حتمآ به آن پي خواهيد برد

رمز ماندگاري به نظرت چيه؟

كار خوب انجام بدي،فيلم خوب بازي كني . مردمي باشي

و براي ماندگاري چقدر تلاش مي كني؟

خيلي زياد و سعي مي كنم كارهاي خوبي انجام بدهم كه مردم راضي باشند

ولي به نظرت با تله فيلم مي شود به ماندگاري رسيد؟

تله فيلم كمك ميكنه به ماندگاري ولي نه به طور كامل

ولي خيلي ها معتقد هستند كه تله فيلم باعث افت كيفيت در بازي مي شود،تو چي فكر ميكني؟

نه به اين اعتقاد ندارم چرا كه در سال هاي اخير بازيگر هاي زيادي در تله فيلم ها بازي كردند و به نظرم تله فيلم خيلي خوب هست مخصوصآ اوقاتي كه بيكاري و كاري نداري تله فيلم بازي كني

پس هدفت از بازي در تله فيلم اين هست كه پر كار باشي؟

نه اينكه هر تله فيلمي كه بهم پيشنهاد شد فقط به خاطر اين كه پركار باشم قبول كنم و در آن به ايفاي نقش بپردازم بلكه نوع كار هم برايم بسيار مهم است مثلآ تله فيلم آخري كه در حال بازي در آن هستم زمين تا آسمان با نقشم در ترانه مادري متفاوت است

فرق بازي خودت و بازي محسن در چيست؟

خوب طبيعتآ نوع نقش با هم فرق ميكند اما چون محسن از اجرا شروع كرده خيلي مسلط هست در بازي

برخي معتقد هستند كمي در فن بيان دچار مشكل هستي،براي حل اين موضوع تمرين هم ميكني؟

خوب حتمآ مشكلي در فن بيانم ديدند كه اين حرف را مي زنند و به همين خاطر در حال گذراندن دوره بدن-بيان هستم

فرق تاتر،سينما و تلويزيون از نظر سياوش خيرابي در چيست؟

درتاتر نفس به نفس باتماشاچي هستي و خيلي هم كار در تاتر سخت هست؛سينما ماندگاري هميشگي دارد و تلويزيون باعث محبوبيت بين عامه مردم مي شود

و تو كدام را انتخاب مي كني؟

تلويزيون و سينما

ولي تاتر در رشد بازي خيلي تاثير دارد،اين طور نيست؟

آره تاثير داره اما كار در تاتر خيلي سخت هست و چون من تا حالا در تاتر كار نكرده ام به نظرم خيلي زود هست كه وارد تاتر بشوم  و بايد كمي قوي تر شوم تا بتوانم تاتر كار كنم

اگربخواهي يك انتقاد از سياوش خيرابي انجام بدي آن انتقاد چيه؟

حركات زيادي در ترانه مادي

به نظر خودت الان ستاره اي؟

نه،ستاره نيستم اما محبوب هستم

و با اين محبوبيت چطور كنارمياي؟

خيلي راحت،مثل همه مردم زندگي ميكنم و با افراد جامعه برخورد ميكنم

در سينماي ايران و جهان دوست داري مقابل چه بازيگر ايفاي نقش كني؟

در ايران مقابل استاد انتظامي و استاد پرستويي و در سينماي جهان علاقه مند هستم در مقابل برات پيت بازي كنم

به ازدواج هم فكر كردي تا حالا؟

نه خيلي زود هست انشا الله 30 سالگي به بعد

دوست داريد همسري كه انتخاب ميكني از قشر بازيگر باشديا فرقي ندارد؟

 هرچه قسمت باشه همان را دوست دارم

فكر ميكني بازي در مجموعه اي كه در بهترين ساعت پخش نمايش داده ميشد اون هم هرشب توانسته توانايي هاي تو را به طور كامل نشون بده يا نه؟

من خودم تمام تلاشم رو كردم كه نقش محول شده به خودم را خوب انجام بدهم اما 100 درصد اين تمام توانايي من نبود و انشا الله در كارهاي بعدي نشان خواهم داد

و كمي در مورد تله فيلم"فراموشي سبز"برايمان بگو.

اين تله فيلم بنا هست در هفته نيروي انتظامي در روز 15 يا 16 مهر ماه از شبكه دوم سيما پخش بشود كه كارگرداني كار به عهده آقاي حميدرضا محسني است كه براساس فيلم نامه اي از خود ايشان و آقاي زيبنده ساخته خواهد شد.در اين كار با حسن جوهرچي،شيوا خنيا گر،بهنام صفايي و مهدي امين خواه هم بازي هستم 

نظرت در مورد اسامي زير چيه؟

حسين سهيلي زاده:هرجا ببينمشون دستشان را مي بوسم ايشان اسطوره من هستند

محسن افشاني:دوست خوب

حامد بهداد:يك هنرمند

محمد حاتمي:دوستي كه هميشه ياور من بود

ايرج محمدي ومهران مهام:آدم هاي ريسك پذيري كه من را وارد تلويزيون كردند و البته به نظر ريسك موفقي هم داشتند

بيتا سحرخيز:بازيگر بسيار حرفه اي از لحاظ اخلاق و بازي

هنگامه قاضياني:بازي ايشون رو در به همين سادگي دوست دارم

به خاطر این بود؟ یا شاید هم به خاطر این چند لحظه.

http://www.mohsen--afshani.blogfa.com/

فعلا بای بای

نظر یادتون نره



نوشته شده در 4/9/1387 ساعت 09:12 توسط پارمیس
+ | موضوع: عمومي | نظرات (0) | ارسال به دوستان

این یک عکس همراه اهنگ ترانه ی مادری تافی اون عکس هایی که نشون داده نشدند

http://rapidshare.com/files/132699903/Amir.Hosein.Modarres-Taraneye.Madari.mp3.html

اینا هم در گوشه کنار

به نظرتون این کیه؟

این یکی دیدنی تره

من دیگه نمی دونم چکار کنم شما بگید چی میخواید



نوشته شده در 23/8/1387 ساعت 10:57 توسط پارمیس
+ | موضوع: عمومي | نظرات (0) | ارسال به دوستان

 

 

POWERED BY: BLOGFA.COM

 ادامه مطلب فراموش نشه

( ادامه مطلب )




نوشته شده در 30/6/1387 ساعت 02:23 توسط پارمیس
+ | موضوع: عمومي | نظرات (0) | ارسال به دوستان
ترکه ميره اردکشو بفروشه، يکي مياد ميگه: آقا خرت چنده؟ ترکه ميگه: اينکه خر نيست اردکه!! يارو ميگه: با تو نبودم، با اردکه بودم
 

**************

لره از كنار جن رد ميشه...جن ميگه بسم الله اين ديگه كي بود

**************

يه روز غضنفر با دوستاش دور هم جمع شده بودند و يه شماره ميگفتند و ميزدند زير خنده دد ديه بابايي که از اونجا رد ميشد، تعجّب ميکنه و ازشون ميپرسه: شما دارين چيکارميکنيدد غضنفر ميگه: ما از بس که جک هامون زياده به اين خاطر واسه هر کدوم يه شماره گذاشتيم د يهو يارو ميگه 153 ، همه ميزنن زير خندند و حالا نخند کي بخند د يارو ميگه خنده داربودد غضنفر ميگه آره د خيلي د آخه اينو تا به حال نشنيده بوديم

**************

یکی از همولایتی ها میره پیش کدخدا می گه من چیکار کنم که از غضنفر معروف تر بشم د کدخدا بهش میگه برو تو بیابون شنا کن د همولایتی ما میره وسط یه بیابون تو شن و ماسه شروع می کنه به دست و پا زدن که یعنی مثلا داره شنا میکنه، يهو غضنفر می یاد با یک قایق موتوری از کنارش رد می شه و بهش دست تکون ميده

**************
مادري به پسرش ميگه وقتي دستشويي داشتي بگو كمپوت دارم د پسر ميره مدرسه و وسط زنگ به معلم ميگه آقا اجازه كمپوت داريم د معلم ميگه بذار زنگ تفريح با هم ميخوريم

**************
راستي فهميدي ديشب خانه ما دزد آمد و الان دزده تو بيمارستانه؟ نه مگه چطور شد؟ هيچي، زنم فكر كرد، كه دير اومدم خونه!

**************
 شنيدم مادرت به رحمت خدا رفته؟ آره! مگه بيماريش چي بود؟ سرماخوردگي. يعني بر اثر سرماخوردگي فوت كرد؟ آره، آخه وسط خيابون يهو عطسه‌اش ميگيره، تا مي‌ايسته عطسه كنه يه ماشين بهش مي‌زنه!

ادامه ی مطلب رو از دست ندید

( ادامه مطلب )




نوشته شده در 16/6/1387 ساعت 01:57 توسط پارمیس
+ | موضوع: عمومي | نظرات (0) | ارسال به دوستان

این مطالب رو فقط برای اون می نویسم که اگه نباشه می خوام دنیا نباشه

بخاطر تو بود و بس...

این عکسو میزارم تا یگانگی عشقمو بهش ثابت کنم

وبرای اینکه حرفمو ثابت  حاظرم

مثل این عکس در حضورش 

رگمو به عشقش بزنم

-----------------------------------------------------

 

بعد رفتن تو فقط من ماندم و روزهایی که بی تو تکرار می شوند

و من در خلوت شبهای بی ستاره ام از به تو اندیشیدن

عادتی ساخته ام دراز به درازای آرزوهایی که برات داشتم

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد

تو که رفتی همه ثانیه ها ،سایه شدند

سایه در سایه آن ثانیه خواهم مرد

شعله ها بی تو ز بی رنگی دریا گفتند

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد

موج در موج در این خاطره ها خواهم مرد

تو مرا می فهمی؟من تو را می خواهم

و همین ساده ترین قصه یک انسان است

ن... جونم تو را تا ابد دوست دارم عزیزترینم

-----------------------------

دختر:خوشگلم

پسر:نه

دختر:دوستم داری

پسر:نه

دختر :اگه بمیرم برام گریه نمی کنی

پسر:نچ

دختر اشک تو چشماش جمع شدو پسر

بغلش کردوگفت:تو خوشگل نیستی

زیباترینی...دوستت ندارم عاشقتم

اگه بمیری برات گریه نمی کنم...منم میمیرم

و در اخر از همه ی کسانی که از وبلاگ من دیدن کردند ممنونم مخصوصا کسانی که وقت گذاشتند و نظر دادند و دوست خوبم فریناز جون

نظر بدید تا به کمک شما وبلاگ رو بهتر کنم ممنون



نوشته شده در 10/6/1387 ساعت 03:02 توسط پارمیس
+ | موضوع: عمومي | نظرات (0) | ارسال به دوستان

 

باز هم

 

    روزهای روز رفته اند

 

             و روزگار شب رسیده است

 

من خسته ام شده

 

           از هجوم اینهمه عذاب و اضطراب

 

این همه سلام بی جواب

 

عصر کهکشان

 

شهر بی حساب

 

قوم راه گم کرده

 

بی عقیدتی به آدمیت و

 

                         بی رسالت و کتاب

 

سرزمین شب گرفته ای بدون آفتاب

 

آه

 

جان من به لب رسیده است

 

باز هم گذار من

 

              به کوخ خانه ای

 

                      بنام شب رسیده است.

 

شب که تا همیشه خدا

 

                      فکر و فکر و فکر

 

پنجه می زند به جان من

 

که چرا ، چگونه

 

در کدام حادثه

 

در کدام اشتباه

 

          سرنوشت من

 

                     چنین فجیع شد؟

 

                            و عمر من چنین تباه!؟

 

...

 

باز هم

 

         شب رسیده است

 

یاو گویی من و

 

               تنوره عذاب تب

 

                               رسیده است.

 

باز هم دردهای من شعر می شوند

 

و شعرهای من

 

            شرح تلخ درد...

( ادامه مطلب )




نوشته شده در 9/6/1387 ساعت 02:37 توسط پارمیس
+ | موضوع: عمومي | نظرات (0) | ارسال به دوستان
این متن رو مینویسم که بگم نظراتتون رو حتما بیان کنید در مورد هر چی که توی سایت هست اگه از مطلبی خوشتون اومده بگیدتا بیشتر از اون مطلب چیزی بنویسم                                             ممنون میشم

نوشته شده در 9/6/1387 ساعت 02:30 توسط پارمیس
+ | موضوع: عمومي | نظرات (0) | ارسال به دوستان

1.به نظر شما دلیل همکاری مادام ثریا با لرد بهرام وشرکتش در جاسوسی چیست؟

الف)برای جلوگیری از ترشیدگی .....و خود شیرینی جلو بهرام

ب)حسادت به بانو ادیب و حاج پویا

ج)برای رضای خدا و به قصد کمک و به قول بهرام امر خیر

د)هر سه مورد دلیل این همکاری است!!!!!!!!!!!!!!

2.در سکانسی که پویا به ملاقات پدر نغمه رفت ثریا در راهروی بیمارستان با چه کسی صحبت میکرد؟

الف)با بهرام و داش راپورت پویا رو میداد

ب)حرف نمیزد پیامک می فرستاد

ج)با نامزدش.........(قصد بدی نداره) نگاهش به بهرام برادرانه است یا به عبارتی سر کارش گذاشته

د)می خواسته بره دست بهآب روش نمی شده بگه اینجوری پیچونده

3.خدا وکیلی این دختره رضایی تو این سریال چیکاره اس؟

الف) ازقوم و خویشای پویا و بهرام در میاد آخر سریال

ب)دنبال شوهر میگرده.........داره مخ علی صفوی رو میزنه

ج)اومده همه رو به صراط مستقیم هدایت کنه

د)آمده بود برگ تلخیص بیمارستان بگیره.......ولش کن دختره رو...مرده شور ریختشو ببرن

۴.به نظر شما بالاخره خونه باغ چی میشه؟

الف)میافته تو طرح

ب)در آثار ملی ثبت میشود

ج)میدن سمیرا باهاش برج بسازه.

د)منطقه توریستی شناخته میشه از وسطش تله کابین رد میشه

5."352س63تهران11"چیست؟

الف)شماره حساب پویا

ب)شماره پلاک ماشین بهرامه که بعد از گرفتن سهمش می خره

ج)پلاک زانتیای فرخ که فروختتش یا بنز تهیه کننده

د)شماره موبایل خانم ادیب

6.اگه گفتی بهرام کی میره سربازی؟

الف)بعد از گرفتن سهمش از خونه باغ سربازی شو می خره

ب)وقت گل نی شاید به خاطر سن پدرش معاف شه

ج)کف پاش صافه معافش میکنن

د)تا ابد به صورت سرباز فراری باقی می مانه

.7.فرخنده تا کی میخواد با ازدواج پویا مخالفت کنه؟

الف)تاقسمت یکی مونده به آخر سریال

ب)اینا همش سیا بازیه وگرنه فرخنده از خدا شه که زودتر از دست این پویا گلابیه خلاص شه

ج)من از کجا بدونم اصن به توچه بچه پررو

د)این گزینه به علت رعایت نکردن بهداشت تا اطلاع ثانوی پلمب میگردد

8.شماره ی عینک پویا چنده؟

الف)8.25

ب)8.5

ج)8.75

د)هر دو تا رو هم یا یکی شون....اصن پویاه کوره لنز مشکی گذاشته چشاش در اصل آبیه (عینک دکوریه)باور کن.......

9.سیگاری که اون اوایل بهرام میکشید چی بود؟

الف) هنوز تو جیبشه منتظر فرصت مناسبه که بکشه

ب)گذاشته تو وسایل پویا که اونو جلو مامانش معتاد جلوه بده و3 بشه

ج)چون پویا اغدهای و سر خوردس...........بهرام می خواد معتادش کنه البته آخرا فیلم که می فهمه برادرشه ممکنه یک کم از این کارش پشیمون بشه

د)بهرام...سیییییگار......... چی میگی ؟؟؟؟بهرام تا حالا جرات نکرده اسم سیگارو جلو باباش بیاره!!!!!!!!!

10.به نظر شما منصور(بابای پویا) وقتی از مسافرت میاد کجا میخوابه؟

الف)تو اتاق پویا

ب)کلا شبا نمی خوابه تا صبح برا هدایت فرخ وپویا و فرخنده و.....دعا میکنه

ج)رو تخت یه نفره ی فرخنده

د)چون خیلی از فرخ خوشش میاد میره کنارش می خوابه

.11.سرنوشت مریم چی شد؟

الف) ازسر، نوشته شد

ب)گذاشتنش پرورشگاه

ج)توسریال سه درچهار گم شد

د)بابا اونو که خیلی وقته شوهر دادن رفت

ادامه ی مطلب رو هم بخونید

( ادامه مطلب )




نوشته شده در 9/6/1387 ساعت 01:50 توسط پارمیس
+ | موضوع: عمومي | نظرات (0) | ارسال به دوستان

اول براتون یک مصاحبه از بازیگران ترانه ی مادری می ذارم

هما روستا

متولد 1325، داراي مدرك تحصيلي فوق‌ليسانس از دانشكده هنرهاي دراماتيك بخارست و همسر كارگردان معروف تئاتر حميد سمندريان. وي پس از كسب مدرك هنرهاي دراماتيك در رشته شيمي به تحصيل پرداخت كه به دليل شرايط زندگي ناتمام ماند. روستا از سال 1349 همكاري خود را با اداره تئاتر فرهنگ و هنر آغاز نمود و در همان سال نيز به تدريس در دانشكده هنرهاي دراماتيك پرداخت. «ديوار شيشه‌اي» به كارگرداني ساموئل خاچيكيان در سال 1350 اولين تجربه‌اش در زمينه سينما به حساب مي‌آيد. او در سال 1369 جايزه بهترين بازيگر را از جشنواره هنري ادبي براي بازي در فيلم «ملك خاتون» از آن خود كرد و همچنين جايزه بهترين بازيگر از جشنواره سيما براي بازي در تله تئاتر «شعبده‌باز» را به خود اختصاص داد.


دانيال حكيمي

متولد 1342 در شاهرود، پس از دريافت ديپلم اقتصاد از سال 1360 با اداره فعاليت‌هاي فرهنگي و هنري تهران شروع به همكاري كرد. سه سال بعد با گذراندن دوره كامل كلاس‌هاي حميد سمندريان و نيز دوره مدرسه بازيگري راديو، به عنوان بازيگر در راديو مشغول به كار شد. اولين ايفاي نقش او مربوط مي‌شود به نمايش «فيزيكدان‌ها» به كارگرداني سمندريان. پس از آن علاوه بر بازيگري به نوشتن و كارگرداني آثار مختلفي پرداخت. او در سال 1384 موفق به كسب ديپلم افتخار بهترين بازيگر مرد از جشن خانه تئاتر شد. حكيمي به عنوان يك چهره مثبت فيلم‌ها شناخته شده، هر چند، چندي پيش با ايفاي نقش در سريال‌هايي نظير «خانه پدري» و «لبه تاريكي» سعي در شكستن اين كليشه داشت و البته در وراي تمام اين تفاسير او به زيبايي تمام نقش‌هاي محوله را باورپذير ارائه مي‌كند.

وي در سريال ترانه مادري هم يك نقش خاكستري ارائه مي‌دهد؛ مانند هميشه زيبا و بدون نقص. از ويژگي‌هاي بارز او اين است كه از گفتگو فراري است... اگر گفتگوي او را جايي خوانديد از ما جايزه بگيريد.

لوكيشن، باغ برره

شايد كمتر كسي باور كند خانه مادربزرگ «ترانه مادري» همان لوكيشن برره است خانه‌اي بزرگ در منطقه سعادت‌آباد كه البته مهران مديري، دو سال پيش در فصل پاييز و زمستان در آن باغ بزرگ، اين لوكيشن را مقابل دوربين برد و اين بار اين خانه بزرگ در فصل بهار و تابستان لوكيشن اين مجموعه روتين شده است.

مينا لاكاني

در سال 1351 به دنيا آمد و فارغ‌التحصيل تئاتر از دانشگاه سوره است. پس از اين‌كه سيمرغ بلورين جشنواره سيزدهم را كسب كرد مدتي در فعاليت هنري‌اش وقفه افتاد تا دوباره با سريال «آخرين گناه» به كارگرداني حسين سهيلي‌زاده به صفحه جادويي بازگشت. او در سريال ترانه مادري نقش سميرا را ايفا مي‌كند كه رابطه‌اش با دو برادر (بهرام و پويا) ابهامي است كه در قسمت‌هاي آتي مشخص خواهد شد.



فاطمه گودرزي

متولد نوزدهم تيرماه سال 1342 در تهران است.

او نيز ديپلم اقتصاد را در سال 61 كسب كرد و پس از آن دوره دو ساله تئاتر گذراند. همسرش عبدالرضا گنجي است.

فعاليت در سيما را از سال 1367 و در سينما از دو سال بعد آغاز كرد. ايفاي نقش در فيلم «خانه خلوت» به كارگرداني مهدي صباغ‌زاده در سال 1370 او را كانديداي سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل زن و همين طور در سال 1377 كانديداي سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن به خاطر حضور در فيلم «جنگجوي پيروز» كرد.

تا بالاخره در سال 1374 اين سيمرغ را به خاطر «غزال» كسب كرد.

افشاني، بچه درسخوان

«محسن افشاني» كم سن و سال و پرانرژي همان بازيگر نقش پوياست كه تا مجله‌ها را در دست من و همكارم ديد، خوشحال و خندان مجله را از دست ما گرفت و به جايي پناهنده شد و خودكاري طلب كرد و مشغول حل جدول شد. به قول خودش خوره جدول است و برعكس پويا نظري مجموعه بسيار دقيق و ريزبين است و خودكفا و البته به مانند پويا بااستعداد. اگر بيننده برنامه سلام بهار و اجراي زنده محسن افشاني بوده باشيد بر مدعاي ما صحه خواهيد گذاشت. به طور حتم ديالوگ‌هايي كه در برنامه كودك و نوجوان به زبان‌هاي آلماني، ايتاليايي، فرانسوي و اسپانيايي را اجرا مي‌كرد، ديده‌ايد. خيلي‌ها او را يك استعداد قلمبه مي‌دانند كه با اين سن مي‌توان آينده درخشاني برايش متصور شد، اما خودش مي‌گويد تا پنج سال ديگر براي هميشه از اين وادي كنار خواهد رفت.

از چه زماني وارد اين عرصه شدي؟

افشاني: چهار سال پيش با تئاتر شروع كردم، علي مختارزاده كه دو تا از كارهاي مرا ديده بود از برنامه آستانه تماس گرفت و براي بازي در يكي از آيتم‌ها، پس از يك ماه به من پيشنهاد اجرا داد، ديگه از همان جا پله‌پله رفتم جلو تا شدم مجري اول برنامه، پس از آن برنامه «مادوتا» و «سلام بهار» كه قرار بود نود تا برنامه روي آنتن برود كه تنها شصت قسمت پخش شد. در جام‌جم هم برنامه زنده «بوم سفيد» را اجرا مي‌كنم.

چطور براي اين كار معرفي شدي؟

افشاني: از دو سال پيش با محمد حمزه‌اي (دستيار كارگردان) آشنايي داشتم (قرار بود در كار ديگري همكاري كنيم اما از آنجا كه كنكور داشتم، منتفي شد) فروردين‌ماه امسال تماس گرفتند براي اين كار، البته پيش از اين هم يك نقش كوچك در قسمت سوم سريال «كارآگاهان» به كارگرداني آقاي لبخنده ايفا كردم.

متولد چه سالي هستي؟

افشاني: يازدهم فروردين‌ماه سال 68.

پس امسال كنكور شركت كردي، در چه رشته‌اي؟

افشاني: در رشته مهندسي مكانيك گرايش حرارت سيالات كه حتما قبول مي‌شوم.

چرا در رشته هنري شركت نكردي؟

افشاني: همه گفتند كه بازيگري را به شكل آكادميك و دانشگاهي پيگيري كن، اما خودم دوست ندارم. من عاشق مهندسي شيمي و مكانيك هستم.

پيش از شروع كار چه بيوگرافي از پويا ارائه داده بودند؟

افشاني: در روزهاي پيش توليد، زماني كه براي تمرين دور هم جمع مي‌شديم آقاي حاتمي كه به عنوان بازيگردان حضور دارند (و البته بازيگر هم...) كمي در مورد نقش برايم توضيح داده بودند، با راهنمايي‌هاي ايشان و نيز آقايان محمدي و سهيلي‌زاده و همچنين تجربه كمي كه از تئاتر داشتم يك شناسنامه براي پويا نظري درست كردم.

به اندازه پويا درسخوان هستي؟

افشاني: تا قبل از اين‌كه درگير برنامه زنده شوم خيلي درسخوان بودم، اما بعد از آن كمتر پرداختم به درس ولي هميشه معدلم بالاي هجده است.

با چه معدلي ديپلم گرفتي؟

افشاني: با معدل كل 14/18 ديپلم گرفتم.

قصد داري تا كجا بازيگري را دنبال كني؟

افشاني: حداكثر تا چهار يا پنج سال ديگر.

يعني آنقدر اين حرفه را براي خودت محدود كردي؟

افشاني: نه! محدود نكردم، چون بازيگري جزء اهداف من در زندگي نبوده، هميشه دوست داشتم، مهندس شوم بازيگري از سرگرمي‌هاي جدي من به حساب مي‌آيد.

اجرا هم...؟

افشاني: اجرا كه هميشه حكم بازي برايم داشته يك نوع شوخي و خاله بازي. شايد به اين خاطر كه ويژگي‌هاي يك مجري مثل بيان و شيوه اجرا را هيچ‌وقت نداشته ام. هميشه جلوي دوربين بازي كردم چه در مقام مجري چه بازيگر.

پيش‌تر، كار با اين گروه حرفه‌اي را تصور مي‌كردي؟

افشاني: مثل خيلي‌ها اين سوال براي خودم هم وجود دارد كه چرا من انتخاب شدم؟ اين انتخاب خيلي برايم عجيب بود، من از هيچ يك از استعدادهايم ناآگاه نبودم و مي‌دانستم كه مي‌توانم خوب باشم، اما مدام فكر مي‌كنم كه چقدر زود و چقدر خوب در اين جايگاه قرار گرفتم.

به هر حال انتخاب يك مجري براي چنين نقشي تا حدي سخت است، من بسيار از اين اتفاق خوشحالم و تشكر مي‌كنم كه چنين فرصتي به من دادند.

چند تا خواهر و برادر داري؟

افشاني: تنها يك خواهر بزرگ‌تر دارم.

خانواده چقدر در اين زمينه مشوقت هستند؟

افشاني: من هميشه سپاسگزارشان هستم، در اين مدت خيلي اذيت شدند نقش خانواده واقعا قابل‌انكار نيست. شايد آن روزها كه براي تئاتر مي‌رفتم كارم را جدي نمي‌گرفتند، ولي از زماني كه اولين تصوير از من پخش شد جدي گرفتند و البته مطمئن.

بهترين بازيگر و بهترين مجري از نظر تو...؟

افشاني: حامد بهداد و رضا رشيدپور.

خيرابي: دوربين هميشه خانه ما بود

تشابه بازي او به حامد بهداد خيلي زود او را مورد توجه رسانه‌ها و مخاطبين قرار داد اما حتي اگر به بدبينانه‌ترين شكل ادعا كنيم او تنها از بهداد تقليد مي‌كند، بدون اغراق مي‌توان از حالا آينده‌اي خوب را برايش متصور شد.وي تجربه طولاني در راستاي حضور حرفه‌اي جلوي دوربين ندارد و كارهايش تنها به فيلم «تلخون» و نيز فيلم سينمايي «حس پنهان» محدود مي‌شود. هر چند او از سال‌ها پيش و در سنين پايين وارد دنياي هنر شده است. در حس پنهان تنها يك پلان جلوي دوربين مصطفي رزاق كريمي رفت و همان يك صحنه براي اين بازيگر جوان كافي بود تا در پرونده كاري‌اش ثبت شود. در زندگي واقعي‌اش تقريبا مي‌توان گفت شباهتي با بهرام كيا ندارد، او برعكس بهرام بسيار متين، صبور و كم سر و صداست.

متولد چه سالي هستي و از چه سالي بازيگر شدي؟

خيرابي: آذرماه سال 1363 به دنيا آمدم. در خصوص بازيگري هم سال سوم راهنمايي در يك كار ايفاي نقش كردم كه بعد از آن به خاطر درس و مدرسه، به دنبالش نرفتم تا اين‌كه در دوره دانشگاه توسط يكي از دوستانم براي يك كار مستند داستاني به آقاي رزاق كريمي معرفي شدم اينجا بود كه تصميم گرفتم جدي‌تر به اين حرفه بپردازم از اين رو رفتم به كانون سينماگران جوان و يك دوره كامل آموزش بازيگري را سپري كردم و دوباره براي كار «حس پنهان» آقاي رزاق كريمي انتخاب شدم؛ بعد از آن در تله فيلم «تلخون» به كارگرداني آقاي اميني ايفاي نقش كردم.

براي ترانه مادري چگونه انتخاب شدي؟

خيرابي: آقاي حمزه‌اي تلخون را ديده بودند براي همين با من براي اين كار تماس گرفتند.

اما با ايفاي نقش در اين سريال اين ذهنيت پيش مي‌آيد كه سابقه طولاني در اين حرفه داري. به نظر خودت دليل اين موفقيت چه چيزي است؟

خيرابي: من از بچگي عاشق فيلم بودم، فكر مي‌كنم تمام اين فيلم ديدن‌ها در ايفاي نقش به كمكم مي‌آيند، ضمن اين‌كه به دليل شغل پدرم با دوربين آشنا بودم چرا كه پدرم آتليه عكاسي و فيلمبرداري دارد. هميشه جديدترين دوربيني كه وارد بازار مي‌شد به خانه ما هم مي‌آمد، از اين رو با دوربين غريبه نبودم، براي همين هيچ هراسي از لنز و دوربين نداشتم. فكر مي‌كنم دليل اصلي راحت بودنم جلوي دوربين همين ويژگي شغل پدرم بوده و هست. در مورد اين سريال خاص هم اگر بازي من خوب به نظر آمده به خاطر لطف و زحمات آقاي حاتمي به عنوان بازيگردان و آقاي سهيلي‌زاده و همچنين آقاي حكيمي است كه بسيار كمكم مي‌كنند.

پيشتر كه كارهاي اين بازيگران مثل دانيال حكيمي، هما روستا، مينا لاكاني و... را مي‌ديدي، فكر مي‌كردي روزي در كنارشان ايفاي نقش كني؟

خيرابي: به هيچ‌وجه، چنين احتمالي نمي‌دادم.

كدام يك از كارهاي دانيال حكيمي را بيشتر دوست داري؟

خيرابي: من هميشه يكي از طرفداران ايشان بودم، هم من و هم خانواده‌ام عاشق صداي آقاي حكيمي هستيم، اكثر كارهايشان را ديده‌ام، اما سريال «مسافر» بيشتر در ذهنم باقي مانده بازي در كنار آقاي حكيمي و همچنين خانم روستا شانس بزرگي است براي من كه هيچگاه فراموشش نمي‌كنم.

سقف آرزوهاي سياوش خيرابي كجاست؟

خيرابي: آرزوهاي من هيچ وقت سقف نداشته، هر چه مي‌روم بالاتر باز بالاترش را طلب مي‌كنم.

خانواده‌ات چطور؟ آنها هيچ كدام وارد اين حرفه نشده‌اند؟

خيرابي: دو تا برادر دارم كه از من بزرگترند و كار پدر را دنبال مي‌كنند.

در اين مدت كه ترانه مادري روي آنتن مي‌رود، در بيرون چهره شناخته شده‌اي هستي؟

خيرابي: كم و بيش. يك بار به رستوران رفته بودم همه مرا شناختند و آمدند براي امضا، همين طور كه سرم پايين بود آقايي را ديدم، يك دفعه ناخودآگاه ايستادم شروع كردم به سلام و احوالپرسي، او گفت: «پسرم از تو خوشش مياد، مي‌خواد باهات عكس بگيره». من از همون لحظه زبانم بند آمد، بعد كه رفت به ياد آوردم كه ايشان آقاي هاشمي معلم اول دبيرستان من بوده تازه فهميدم چرا زبانم بند آمده بود، چون هميشه از او مي‌ترسيدم.

او فهميده بود شاگردش بودي؟

خيرابي: نمي‌دانم، وقتي فهميدم دنبالش رفتم اما چون همه جمع شده بودند براي عكس و امضا، نتواستم پيدايش كنم.

برداشت شخصي تو از سريال ترانه مادري چيست؟

خيرابي: يكي از محورهاي اصلي اين سريال نشان دادن تربيت نادرست است بي‌توجهي زياد به بهرام و از آن طرف توجه زيادي به پويا، همان بحث افراط و تفريط.

رشته‌ تحصيلي شما؟

خيرابي: فوق‌ديپلم نرم‌افزار كامپيوتر هستم كه انشاا... مي‌خواهم براي ليسانس بخوانم.

تا بعد

نظر بدید

( ادامه مطلب )




نوشته شده در 8/6/1387 ساعت 07:41 توسط پارمیس
+ | موضوع: عمومي | نظرات (0) | ارسال به دوستان
مجموع بازدید ها: 2828
POWERED BY
JavanBlog.COM
RSS